از ته اون دلهای صاف ومهربونتون برام خالصانه دعا کنین

ادامه نوشته

بارش برف

ادامه نوشته

سلامی مجدد خدمت دوستان عزیزم

 

سلام من هستم منتها کار وگرفتاریم زیاده خوب مشغول تمیرین قالیبافی هستم واسه امتحانم دارم خودم رو حاضر میکنم خوب باید دقتم بیشتر بشه البته کارم خیلی بهتر شده ولی بازم باید سرعت عمل ودقتم زیاد بشه بعدشم که زود به زود میرم خونه مادرشوهرم خوب تا چهلم وضعیت همینه دیگه سعی میکنم عروس خوبی باشم البته همیشه هم همینطور بودم

مادرشوهرم فوت کردند

 

سلام به خواهرهای همیشه مهربونم حالتون چطوره دلم براتون خیلی تنگ شده بود این روزها همش تو فاتحه بودم مادرشوهرم فوت کردند اونم یهوو وناگعهانی  خوب زن ساکتی بود خدانود رحمتش کنه این چند روزه خیلی خسته شدم همش در حال پذیرایی بودم خدا وکیلی بی منت وبا تمام وجودم کار میکردم اصلا خواب هم نداشتم خیلی سخت بود اما خوب دیگه اتفاقه لحظه سختی بود خاکسپاری یک مادر خدا کنه برای هیچ کسی اتفاق نیفته من همش دور وبرشون بودم اون شب اول همش خواهرشوهرهامو جمع میکردم وبغلشون میکردم با اینکه خیلیم از من بزرگترن اما خداییش من اهل کبر وغرور نیستم سعی کردم مثل خواهر کوچیکشون باشم از دست دادن مادر واقعا سنگینه همسری هم هنوز تو شوک هست خدا وند به همه داغداران صبر عطا کنه  وامواتمون رو غرق آرامش ورحمت الهی بنماید آمین